تبليغاتX
.

به نام دوست
برای رمضان که این روزها دارد میرود!!!
...
ای آن که آن چه را که میدهی در پی پاداشش نیستی!
ای آن که از بخشش هایت پشیمان نمی شوی!
ای آن که پاداش می دهی بیش از قیمت عملکرد  بنده هایت!
ای عزیز‌ی که به ما نعمت میدهی بدون داشتن حق و می آمرزی از روی بزرگواری!
عذاب هم که می کنی عین عدالت است و حکم هم عین صلاح
...
ای که رمضانت را از میان همه روزگاران ممتاز ساخته ای!
رمضانی که چندی به شایستگی و نیکی با ما زیست و حال کم کم بار جدایی می بندد.
...
سلام و خداحافظ ای ماه آرزوهای دست یافتنی!
سلام و خداحافظ ای رفیق پا به پای راه های خوبی!
سلام وخداحافظ ای که پیش از آمدنت در آرزویم بودی و پیش از رفتنت به اندوه دچارم نمودی!
سلام و خداحافظ به تو و شب های قدر خوش خوشانت!
...
اکنون خدایا! اعتراف می کنم به رسم همیشه،به کوتاهی هایم در این ماه به رسیدن دلبستگی هایت
حال پشیمان از کاستی ها، کوتاهی ها وتنبلی هایم!
بپذیر پوزشم را و امتداد رشته امیدم را برسان به رمضان آینده...
ای قدیم الاحسان!!!
                                 ـ نگاهی شخصی به مناجات حضرت علی بن الحسن(ع) در پایان ماه رمضان

قرآن . پ.ن . ۱: و در زمین کوه هایی استوار افکند تا شما را نجنباند، و رودها و راه ها قرار داد تا شما راه خود را پیدا کنید.(نحل ۱۵)

نهج البلاغه ـ سیاست . پ.ن . ۲: در فتنه ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد، و نه پستانی تا او را بدوشند(حکمت یک)
روزهای بعد از انتخابات، روزهای بدی بود! روزهایی پر از فتنه، فتنه هایی که هدف گرفته بودند سرمایه های عظیم این مرز و بوم را،فتنه هایی که آرمان های حضرت روح الله را بازیچه قرار داده بودند و هدف گیری می کردند آبروی نظام ، جایگاه والای رهبری و اتحاد و انسجام مردم را
متاسفانه باید گفت در میان فتنه های اخیر بعضی از دوستان هم از متوهمان تقلب و هم مدعیان مدافع!!! هم شیر دادند و هم سواری آن هم به اندازه شتری بالغ بلکه بیشتر!!!
در یک کلام می توان گفت :در دعوایی که بر اساس هوا و هوس و خارج از دایره ولایت برپاست حلوا خیر نمیکنند!!!!

حافظ . پ.ن. ۳ : مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق    گرت مدام میسر شود زهی توفیق

لینک . پ.ن. ۴ :برای مرد ِ کوچک گوربان دعا کنید.

پ.ن. ۵ :تنبلی تنها دلیل دیر به روز کردن این وبلاگ می باشد.همین!

پ.ن. ۶ : یاد امام و شهدا صلوات!!!

+ نوشته شده در 88/06/26ساعت 15 توسط محجوب فاطمی |

غم به جراحت مي ماند، يكباره مي آيد اما رفتنش ، التيام يافتنش و خوب شدنش با خداست. و در اين
ميانه،نمك روي زخم و استخوان لاي زخم و زخم بر زخم، حكايتي ديگر است.حكايتي كه نه مي شود
گفت و نه مي توان نهفت.
حكايت آتشي كه مي سوزاند،خاكستر مي كند اما دود ندارد،يا نبايد داشته باشد.
-
آري نازنين!چشم اگر كبودي را نبيند، دست كه التهاب و تورم را لمس مي كند...



پ . ن . ۱:براي همه تاخيرهايي كه داشتم ببخشيد!عادت كردم ديگه! به همه چيز و همه جا و همه وقت دير ميرسم! از اولش اينطوري بودم!
حسبحال . پ . ن . ۲:واي از روزمرگي و دنيا زدگي....
شيدايي . پ . ن . ۳:"بيت الاحزان فاطمه قبله رنج آدميست!    ـ شهيد آويني ـ
سياسي . پ . ن . ۴:بيچاره احمدي ن‍‍ژاد!!!
پ . ن . ۵:برام دعا كنيد خيلي رو به راه نيستم.همين!

+ نوشته شده در 88/02/17ساعت 23 توسط محجوب فاطمی |

او

آفتاب پایین می آید .غروب می شود.آسمان سمت مغرب نارنجی ست با قرمزی آمیخته !چنان سرخ که دل را می لرزاند.بی اختیار چشمانت تار می شود .گریه ات می گیرد. بی آنکه هیچ دلیل خاصی داشته باشد.آوینی هنوز میان صدای تک تیر انداز ها و خمپاره ها و ضد هوایی ها نریشن می خواند:"طلبه جوانی با بلند گوی دستی ..."پشه ها میان گوشهایت تونل زده اند.انگار آزاد راهی باشد چندین بانده.نخل پشت دژبانی چونان دخترکی بی وقار ،رقصان،خود را به باد سپرده.ناز بنیاد کرده ؛زلف بر باد داده؛بی آنکه بداند چندین قافله دل همره اوست!و من که می دانی ؛اشکم دم مشکم است...
فکه است.رمل ها داغ.اتوبوس ها.معبرها .سیم خاردارها.بیرق ها،پرچم ها.دژبانی.ايستگاه صلواتی.پاسخ به مسائل غیر شرعی!.
فکه است محجوب!
آوینی هنوز مقتل دارد.مقتل،صد و بیست شهید.مقتل آب ندارد،آب ،آبرو!
تمام این چند روز نگاهم به جای چادر دژبانی که می افتد ،به پارکینگ ،به دستشویی ها ،یاد تو  و بقیه بچه ها می کنم.دلم تنگ می شود.شب،خنکی که به صورتم می خورد ،دلم شاموتی می خواهد.موقعیت شغال،پُست،آتیش.دلم تمام این ها را باهم می خواهد.و هیچ کدام البته نیست!این جا فکه است و این یعنی همه چیز.
نیامده روی خاک می افتم.سجده می کنم.سجده شکر!
معبر های پیچ پیچ، پایین و بلند.خاطراتم زنده می شوند.علم آوینی،گشاد کردن معبرها ،پیرزنی که کنار همین سیم خاردار ها جیب های من و امیر را پر از آجیل کرد.سوال ناصر از طلبه سر دوراهی مقتل که :"...."بیرق سرخ مقتل، زار زار روضه و هروله...
غروب می شود.آفتاب پایین می آید.و من بی اختیار ؛نمی دانم از کجا دلم مقام ابراهیم می خواهد.بی آنکه دیده باشم اش.دلم حجر می خواهد پرده ی سیاه،سنگ های سپید ستون حنانه!
دلم پیامبر می خواهد.محمدی که گاه فکر می کنم چقدر میان ما شیعیان مظلوم است.محمدی که تا بحال یکبار هم با او درد دل نکرده ایم.محمدی که پیامبر است.فرستاده است.محمدی که مصطفی ست.
رحمت للعالمین است.و من آخر کی به این جمله فکر کرده ام تابحال؟!
دلم ناگاه بقیع می خواهد.و نگاهم ناگاه می چرخد سمت غروب.خدایا؛غروب فکه به غروب بقیع چه قریب است. و غریب قبر بی بی فاطمه است.راستش دلم کوچه بنی هاشم نمی خواهد.همین یکی را فقط!
چه می دانم ؛لابد تو هم یکبار همین جا،روی همین رملها،آفتاب که پایین می رفت ،غروب که بود،روبروی نخل پشت دژبانی نشسته بودی و با اشکهای روان دلت مکه خواسته بود.و حالا گفته اند:بگیر!
بگیر!که میان فکه تا م که ،نقطه ای بیش فاصله نیست!


پ . ن :این روزها که میگذرد مسافرم! چند خط بالا هم نامه دوست/برادر عزیزم علی بود که از فکه برایم فرستاده بود.دعایم کنید!

همین!

+ نوشته شده در 87/12/24ساعت 14 توسط محجوب فاطمی |

غرق ِ نعمتيــ ـم...
لاف ِ مصیبت چرا؟

 نگاه که میکنم
داشته های امروزم
آرزوی ده سال پیشم بود!

 خدا آنقدر به تدریج
و بی سر و صدا ارزانی می کند
که تشکر از یادمان می رود...

 امان از آنکه
بی سر و صدا
و به تدریج
بگیرد...

 الحمد لَک!

میبینی ما چه
جماعت بی وفایی هستیم!؟
آنچه میخواهیم و نمی دهی را جار میزنیم!
آنچه می خواهیم و می دهی را
یا از خاطر می بریم
یا به زبان نمی آوریم
مبادا چشم زخم شود!

 اینگونه
ناشکری شد، عادت
تکفیر نعمت شد، امانی از چشم زخم

 الحمدلَک*

*ـ از وبلاگ گوربان



پ . ن . ۱ :تنها بهانه این غیبت طولانی را روزمرگی و دنیازدگی بدانید،همین!
فال . پ . ن . ۲:روی بنما و وجودم از یاد ببر     خرمن سوختگان را همه گوباد ببر
کتاب . پ . ن . ۳:"ولایت نامه" اثری از علامه طباطبایی،انتشارات روایت فتح!
پ . ن . ۴:برای خودم با عنایت به(پ . ن . ۱):تمام حجم قفس ر اشناختیم،بس است/بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم/اگرچه نیت خوبی است زیستن اما/خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم.!
پ . ن . ۵ :جای همه بچه های شاهد ۱۴ خالی،شهدا بازهم کرامت کردند و امسال نیز خالی اساسی به ما داند:شب تاسوعا حسینیه حاج همت پادگان دوکوهه.ظهر عاشورا مقتل شهدای گمنام(اینجا)
پ . ن . ۶ : ان شاءالله جمعه عازم مشهدم،برام دعا کنید،برا معرفتم!!!
پ . ن . ۷ : شادی حضرت روح الله و همه فرزندان شهیدش،صلوات.

+ نوشته شده در 87/11/17ساعت 0 توسط محجوب فاطمی |

هميشه دوست داشت موازي باشد نه اين طرف نه آن طرف ...
...راه افتادند ، دوباره با هم ، شانه به شانه ، به هم فکر نمي کردند ؛ با هم به او مي انديشيدند.
صحرا ساکت بود و فقط صداي 4 قدم مي آمد .
زن پرسيد : « وقتي به خيمه آقا رفتي چه گفتند به تو ؟»
شايد منتظر شنيدن وعده اي بود، غنيمتي ويا شايد بهشتي !
تارهاي مرد از شوق لرزيدند:«
گفتند سرت در راه ما بريده خواهد شد!»
زن در شگفتي نماند، چيزي نپرسيد. زن فهميد ، عشق را،اگر او بگويد سرت در راه ما بريده خواهد شد.
پس دليل کافي بوده است. براي همه چيز ؛ براي سر از پا نشناختن ،  براي اين بي تابي ها ، دليل ، کافي بود
براي اين هجرت. ...

عاشورا يک نتيجه بيشتر ندارد يا منطبق هستي (الاروح التي حلت بفنائک)
يا متقاطع ! (شايعت وبايعت وتابعت علي قتله).
در عاشورا براي موازي بودن هيچ راهي نيست.
در عاشورا يا اين سو هستي يا آن سو وچه انتخاب چه سخت است وقتي تو را
هنوز به خيمه صدا نکرده اند وچيزي نگفته اند که حال خودت را نفهمي ،
سخت است ، وقتي قرار باشد با عقلت عشق را انتخاب کني .
و واي اگر حضرت عشق به خيمه نخواندمان!

... حال غروب بود .زن غلامش را صدا کرد: «اين کفن را ببر وآقايت را کفن کن»
چيزي نگذشت غلام برگشت:«پسر پيغمبر کفن نداشت نتوانستم آقايم را کفن کنم!»


پ . ن . ۱ :امشب شب سوم محرمه،شب بی بی رقیه،دردانه حضرت حسین(ع)،از شما عزیز التماس دعا دارم،برای یه دختر کوچولوی شش ماهه به نام فاطیما دعا کنید،خیلی بیماره.....
کتاب . پ . ن . ۲ :"قیام جاوادانه" نوشته علامه محمد رضا حکیمی
پ . ن . ۳ :غزه /عرب های شکم گنده بی غیرت/مدعیان حقوق بشر عوضی/....
پ . ن . ۴ :یاد امام و شهدا دل و میبره کرببلا ....

+ نوشته شده در 87/10/10ساعت 23 توسط محجوب فاطمی |

این روزها دلم بیش از هرچیز کمی سکوت می خواهد!
همین!!!


پ . ن . ۱ :
.
.
.
.
.
               .........................................................................................................................
+ نوشته شده در 87/10/01ساعت 22 توسط محجوب فاطمی |


درخت سیب را می آورند/با دستبند/به جرم این که چرا
سیب هایش را چون سنگ، پرتاب کرده است! 
درخت پرتقال را می آورند /به جرم این که چرا/میوه های امسالش خونین است 
در خت زیتون را می آورند /به جرم این که چرا
یک در میان گلوله به دنیا آورده است! 

دادگاه، رسمی ست  
متّهم موجی ست که به او ایست دادند/و نایستاد 
متّهم کبوتری ست
            که از قبة الصخره نرفت 
متّهم، گنجشکی ست
                    که زبان عبری نمی داند! 

دادگاه، رسمی ست 
متّهم، درخت "سدرة المنتها" ست!/و جاده ای که به معراج می رود 
متّهم، تمام سنگ قبرهایند/که "بسم الله" دارند 
و تمام مادران
که در شکم هاشان،
          فرزندانی دارند
سنگ در مشت!
                                           . علی رضا قزوه


پ . ن . ۱ :.....................................................................................................................
فال . پ . ن . ۲:بکوی میکده یارب سحر چه مشغله بود      که جوش شاهد و ساقی و شمع مشعله بود
کتاب . پ . ن . ۳ :پیشنهاد می کنم قبل محرمیه "آفتاب در حجاب" سید مهدی شجاعی را بخونید.
سیاسی . پ . ن . ۴:آهای تک سوار مدافع حقوق بشر!!!خانم شیرین عبادی!!!سرت تو کدوم آخور بنده که صدات در نمیاد؟؟!!!
پ . ن . ۵ :عیدتون مبارک /برام دعا کنید.....

+ نوشته شده در 87/09/20ساعت 20 توسط محجوب فاطمی |

امام روح الله

"امروز باید لباس محبت دنیا را از تن بیرون نمود و زره جهاد و مقاومت پوشید و در افق طلیـعه فجر تا ظهور شمس به پیش تاخت و ضامن بقای خون شهیدان بود."
                                                                                                           امام روح الله(ره)


پ . ن . ۱ :سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) بازمانده روز خون خدا تسلیت باد.حضرت می فرمایند:
"کسی که غیر از ما اهلبیت را در درگاه خداوند وسیله گرداند نا امید و هلاک خواهد گشت"
نهج البلاغه . پ . ن . ۲ :دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد‌،نه برای رسیدن به خود.
کتاب پ . ن . ۳:رمان "سفر به گرای ۲۷۰ درجه" اثر احمد دهقان . انتشارات سوره(رمان باحالیه فقط اینو بگم بابای من که اصلا اهل رمان خوندن نیست یه بار که همینطری برداشت ببینه  مجبور شد بیست صفحه یش را بخونه ، فکر کنم چون عینکش همراهش نبود ادامه نداد!)
انتظار . پ . ن . ۴:سوره چشم خرابت حکم تحریم شراب/سِفر تکوین نگاهت مژده اهل کتاب/روز و شب در چشم تو تصویر موعود من است/گرگ و میش از چشمه ی چشم تو می نوشند آب
پ . ن . ۵ :شادی روح امام و شهدا صلوات

+ نوشته شده در 87/09/15ساعت 21 توسط محجوب فاطمی |